محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
134
اكسير اعظم ( فارسى )
سعوط كنند و بر قفا بخوابند بعونه تعالى در يك روز يا دو سه روز مرض زائل گردد . و اگر چرك قليان قدرى و سير يك عدد در اندكى آب سائيده و پارچه بدان آلوده بجانب صحيح سعوط كنند نيز مجرب است و كذا ريتهه در آب سائيده دو سه قطره در بينى چكانيدن مجرب و در بياض اوستاد مرحوم مرقوم است كه مغز جمالگوته به آب سوده قدر يك سينك بر رگ صدغ گذاشتن مفيد شقيقه است و در مفتاح المجربات مسطور است كه دواى مذكور در آب سائيده بر شقيقه مخالف درد طلا نمايند همين كه سوزش معلوم كنند به آب نيمگرم بشويند درد شقيقه فورا دور مىشود و سعوط شوره فقط يا با نصف او دارفلفل به آب سوده در منخر مخالف . [ نسخه 2 ] و كذا دارفلفل يك عدد با ربع آن نمك لاهورى در منخر موافق براى شقيقه از مجربات اوستاد مغفور است و سمندر پهل به آب سوده دو قطره آن در سوراخ بينى جانب مخالف درد چكانيدن مجرب است . و اگر اندكى انگزد در آب گرم حل كرده بر موضع درد بمالند مفيد بود و فلفل سياه به روغن بادام يا گاو سعوط كردن و كذا نوشادر در آب سائيده طرف دوم شق عليل ناس دادن براى شقيقه و صداع بارد سودمند است . و سعوط زعفران و ناگ كيسر نيز مفيد است . [ نسخه 3 ] و نوشادر دو ماشه قرنفل كلاه دار دو عدد سوده در آب كريله تازه حل كرده دو سه قطره در بينى چكانيدن براى شقيقه مزمن مفيد است ليكن سوزش بسيار مىآرد قدرى شير عورت همراه اين نيز اضافه كنند يا بعد استعمال اين سعوط به شير دختر سعوط نمايند . [ نسخه 4 ] و ايضا گل دوپهريا كه وقت دو پهر مىشگفد ورق گل آن ماليده به آب او سعوط كنند و يا پنج قطره آب برگ نازبو در منخر راست بچكانند اگر درد به طرف چپ باشد و الا بالعكس و يا فلفل گرد يك عدد سرگين مگس مساوى در شير مادر پسر سائيده در بينى چكانند و در چشم نيز كشند . [ نسخه 5 ] و يا بگيرند و نيم برگ گل رواسن و نيم عدد فلفل گرد و به آب سائيده در منخر مخالف درد سعوط نمايند و يا تخم سرس در اندك آب باريك سائيده و در پارچه پوئلى بسته به طرف درد و نيم قطره در بينى چكانند و يا تخم مهوه به چهار عدد فلفل گرد به آب سائيده در منخر مخالف درد چكانند . و اگر ذوره بندال در آب تر كرده آب آن صاف نموده دو قطره چكانند سيلان ماده شقيقه مىكند و درد دور مىسازد و يا نوشادر هندى آميخته شموم نمايند و يا سرگين كبوتر صحرائى با قدرى خردل سائيده ضماد نمايند . يا صابون لاهورى در اندك آب بالاى سنگ سائيده در چشم جانب مخالف درد يا هر دو چشم كشند . حب هندى كه جهت درد شقيقه و بيضه سر مجرب و معمول حكيم شاه محمد است و در سبل و غيره امراض چشم منفعت عظيم دارد [ صفت آن ] ايلوه زرد چراتيه هر يك يك ماشه جائپهل دو ماشه زيره سفيد اجمود هر يك سه ماشه كوفته بيخته به آب نكچمكنى چهارده حب سازند يكى صبح و يكى شام بخورند با قدرى آب ناس به جهت شقيقه و درد سر بلغمى سمندر پهل يك عدد مرچ سياه و كهنى يك عدد نوشادر يك ماشه هر سه را كوفته بيخته ناس بگيرند به طرف آفتاب رو نموده . اقوال اطبا : [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىفرمايد كه از اطليه اصحاب شقيقه زعفران است و به ضماد معمول از سداب و نفع و روغن گل منتفع مىشوند و كذلك به طلاى قرص بولس و كذا ضماد حب الغار و برگ سداب يك جزو خردل نيم جزو در آب سائيده استعمال كنند و ابلغ از اين قيروطى است كه از ذراريح يا از ثافسيا ساخته باشند تا كه بر موضع آبله افتد و نفع داغ بخشد . و اگر ماده شديد البرد باشد بفرفيون و خردل و عاقرقرحا و مانند آن ضماد كنند و شقيقه مزمن كه بر آن مدت دراز گردد او بههرحال بارد بود و محتاج بتحليل و تسخين قوى باشد و چون اطليه و نطولات حار استعمال كردند و استفراغ و تنقيه بدن كرده باشند اقدام به مالش عضله صدغ جانب وجع از انگشت و پارچه خشن قريب وقت دوره نمايند بعده طلا به كار برند و هنگام احتياج تحدير و اشتداد وجع ضربانى طلاى افيون بانزروت و قوابض بر شريان صدغ جانب عليل و بستن قطعه اسرب يا چوب منهدم بر آن از نبض قوى محدث وجع ضربانى منع كند . و بعضى متقدمين علاج مجرب نافع منقول از زنى براى شقيقه مزمن و بيضه چنين نوشتهاند كه بيخ بندال و افسنتين را در آب و روغن زيتون و غيره بپزند تا مهرا شود پس بر شق عليل آب و روغن نيمگرم بريزند و بثفل آن ضماد نمايند كه شقيقه با حمى و بى حمى زائل كند و در اضمده مثل ضماد خردل نيست . و هر گاه مرض طول كند صمغ سداب و پوست بيخ كبر و عنصل و فرفيون سائيده به شراب ريحانى يا آب بادرنجبويه با آب باديان سرشته ضماد نمايند كه عظيم النفع است و بعد دخول در حمام و كثرت انكباب بر آب گرم سعوط روغن پسته در ساعت درد را به سوى كتفين فرود آرد و انتفاع يا بند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه اگر شقيقه از تنقيه و تمريخ و اضمده و نطولات و اجتذاب ماده به حقنه ساكن نشود و مدت آن طول كند اين حب دهند صبر پنج درم فرفيون دو درم و نيم مرو پوست خربق هر واحد پنج درم شحم حنظل و سقمونيا هر واحد چهار درم نطرون سه درم مقل چهار و نيم درم به آب كرنب افشرده حبها سازند شربتى از يك نيم درم تا دو درم . و اگر ساكن نشود و مزمن گردد ايارج لوغاذيا و ايارج جالينوس يا نقوع صبر كه در صداع گذشت بدهند و چون بدن به كلى پاك گردد شق مريض را به پارچه درشت بخارند تا آنكه سرخ و گرم گردد و اين قبل از وقت دوره به عمل آرند و اين طلا نمايند فرفيون چهار مثقال حلتيت و ثافسيا هر واحد سه مثقال مر صافى و جندبيدستر هر يك واحد يك مثقال باريك سائيده به سركه سرشته بر موضع عليل طلا كنند . [ جالينوس ] و جالينوس گفته كه من دوا از فرفيون ساختم و با وجود آن حاجت به غير او نيفتاد و آن اين است كه بگيرند قيروطى معمول از زيت مغسول يك رطل موم سرخ ربع رطل و بر آن يك اوقيه فرفيون سوده انداخته حل كنند و موم سازند و بر شق عليل طلا كرده باشند . و اگر اندكى فرفيون گرفته در زيت آميخته در گوش جانب درد چكانند منفعت بين نمايد . و اگر صاحب او به روغن بادام تلخ به آب مرزنجوش در منخر محاذى شق عليل سعوط كند نفع ظاهر بخشد و همچنين روغن خسته مشمش . و اگر اين سعوط به عمل آرند نافع بود جندبيدستر و جاوشير و زعفران و زهره خرس